معنی قضایا
6 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) جِ قضیه. (منتهی الارب). - قضایا قیاساتها معها؛ قضایائی است که عقل در آنها به واسطهٔ امری که از ذهن غایب نمیگردد هنگام تصور طرفین حکم کند، چنانکه گوئیم چهار جفت است و این حکم به واسطهٔ وسطی است که همواره در ذهن ما حاضر است و آن انقسام به دو متساوی می باشد، به وسیلهٔ همین وسط ذهن چنین شکلی ترتیب میدهد: چهار تقسیم میشود به دو متساوی و هرچه چنین باشد جفت است. پس چهار جفت است. این نوع قضایا را فطریات نیز نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به قضیة شود.
کلمات همقافیه با «قضایا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر