معنی قضام
5 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) چیزی که به کرانهٔ دندان گزند و خورند. قضیم. گویند: ماذقت قضیماً و ماذقت قضاماً. (منتهی الارب).[ قُ ضْ ضا ] (ع اِ) نوعی از شوره گیاه، یا آن طحما است. || خرمابن دراز که بارش خشک گردد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قضام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر