معنی قضاعی
5 بازدید
[ قُ ] (اِخ) محمدبن سلامةبن جعفر. قاضی مصر از محدثان است. وی از گروه بسیاری روایت شنیده و کتاب «الشهاب» را تألیف کرد و از او جماعتی روایت کرده اند از جمله قاضی ابوبکر انصاری در بغداد. وی به سال ۴۵۴ هـ . ق. در مصر وفات کرد. (لباب الانساب).[ قُ ] (اِخ) اسعدبن عطیه است که در اصطلاح رجالی وی را قضاعی خوانند. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۰۲).[ قُ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه، مکنی به ابن الآبار. رجوع به ابن آبار شود.
کلمات همقافیه با «قضاعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر