معنی قضاة
4 بازدید
[ قُ ] (ع اِ) پوست پاره ای است تنک که بر روی بچه درکشیده باشند وقت ولادت. || جِ قاضی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قضاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر