معنی قصیمة
5 بازدید
[ قَ مَ ] (ع اِ) ریگ توده ای که غضا رویاند. (منتهی الارب). رملة تنبت الغضا. (اقرب الموارد). || جماعت درختان غضا قریب به یکدیگر. ج، قَصیم، قُصُم، قصائم. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قَ مَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). و اسودبن یعفر و بشربن ابی خازم در شعر خود از آن یاد کنند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قصیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر