معنی قصر قیروان

معنی قصر قیروان

6 بازدید
[ قَ رِ قَ رَ ] (اِخ) شهر بزرگی بوده است برابر قیروان، و تا آنجا چهار میل فاصله داشته است. این شهر را ابراهیم بن اغلب به سال ۱۸۴ هـ . ق. بنا کرد و مرکز امیران بنی الاغلب گردید. این شهر دارای مسجد جامع و صومعهٔ گرد هفت طبقه و بازارها و حمامها و مراکز آب بوده به طوری که مردم قیروان در سالهای کم آبی از آبهای آن استفاده میکرده اند. و مجاور آن شهری بوده است به نام رصافه که آن دو با هم ویران گردیده اند و شهر دیگری به نام رقاده بنیاد شده است. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «قصر قیروان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید