معنی قصرانی
6 بازدید
[ قَ ] (ص نسبی) نسبت است به قصران، و آن دو قصر است به نام قصران داخل و قصران خارج، و این هر دو از نواحی ری محسوبند. (لباب الانساب) (معجم البلدان). رجوع به قصران داخل و قصران خارج شود.[ قَ ] (اِخ) احمدبن حسین بن ابوالقاسم بن علی قصرانی. از مردم قصران خارج و یکی از مشایخ زیدیه است. تولد او در اذون قصران به سال ۴۹۵ هـ . ق. اتفاق افتاد. سمعانی از وی روایت دارد. (معجم البلدان).[ قَ ] (اِخ) محمدبن ابان بن عایشة. برادر ولیدبن ابان و از راویان است. وی از هشام بن عبداللََّه روایت کند و از ضعاف است. (لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «قصرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر