معنی قصد کردن

معنی قصد کردن

7 بازدید
[ قَ کَ دَ ] (مص مرکب) آهنگ کردن. عزم کردن : نکنم بر تو جفا ور تو جفا قصد کنی نگذارم که کسی قصد جفای تو کند. منوچهری. من از منزل دور قصد تو کردم چو قصد عراقی کند قیروانی.منوچهری. به فر دولت او هرکه قصد سندان کرد به زیر دندان چون موم یافت سندان را. ناصرخسرو. امسال قصد خدمت آن کعبه میکنم کاین آرزو ز من دل امّیدوار کرد.خاقانی. توئی آن مرغ کآتش آوردی خودبه خود قصد سوختن کردی.خاقانی. گهی قصد نبید خام کردی گهی از گریه می در جام کردی.نظامی. رجوع به قصد شود. || ارادهٔ خون کسی کردن. (آنندراج). آهنگ قتل کسی کردن. قصد جان کسی را کردن : دردمندان بلا زهر هلاهل دارند قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی. حافظ. قصد جان است طمع در لب جانان کردن تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «قصد کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید