معنی قصبچه
6 بازدید
[ قَ صَ چَ / چِ ] (اِ مرکب) پارچه از قسم کتان. (آنندراج) (غیاث اللغات). رجوع به قصب شود: قصبچه ام که تو پودش مجاز پنداری حقیقت است همه تار او یقین بنگر. نظام قاری. || (اِ مصغر) قصبهٔ کوچک. شهر کوچک.
کلمات همقافیه با «قصبچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر