معنی قصبه‌معمره

معنی قصبه‌معمره

3 بازدید
[ قُ بَ مُ عَ مْ مَ رَ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای آبادان است. این بخش را سابقاً حاجی سلطان مینامیده اند به واسطهٔ وجود نخلستان های زیاد طوایف زیاد و مختلفی از سایر نقاط خوزستان بدانجا رو آورده اند. این بخش در جنوب خاوری آبادان و کنار شطالعرب واقع شده و محدود است از شمال به بخش مرکزی شهرستان آبادان، از باختر و جنوب به شطالعرب، از خاور به خور بهمن شیر و اراضی مسطح باطلاقی. مساحت این بخش در حدود ۲۷۲ کیلومتر مربع است. هوای این بخش گرم سیر و آب آن از شطالعرب و رود بهمن شیر و در مواردی که آب شطالعرب شور است از آب لولهٔ خسروآباد استفاده میکنند. در این بخش راه شوسه وجود ندارد ولی در تابستان با اتومبیل به اکثر قراء آن میتوان اتومبیل برد. بخش قصبهٔ معمره شامل دهستانهای مینوحی، خسروآباد، قصبهٔ نصار و قصبهٔ معمره است. از ۶۹ قریهٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ۳۷هزار نفر جمعیت دارد. ساکنین از طوایف محیسن می باشند و از طوایف بحرانی، نصار، بهبهانی، بچاچره، عبادی و غیره هستند. محصولات عمدهٔ این بخش خرما و حنا و مختصر انگور است. دهستان مرکزی بخش از ۲۱ آبادی تشکیل شده. سکنهٔ آن در حدود ۱۲هزار تن و قراء مهم آن عبارتند از حد، ابوجمعه، میانج. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «قصبه‌معمره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید