معنی قصبةالانف
5 بازدید
[ قَ صَ بَ تُلْ اَ ] (ع اِ مرکب) استخوان بینی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). نای بینی. (مهذب الاسماء). تیغ بینی. گویند: ضربه علی قصبة انفه. (اقرب الموارد). و آن را میکعه نیز نامند. تیغهٔ استخوانی کوچک نازکی است که بطور عمودی در وسط تجاویف انف واقع و جزء خلفی جدار انف از آن است و آن را دو سطح و چهار کنار است. دو سطح آن صاف و غشاء مخاطی بینی به آنها احاطه نموده گاه عمودی و گاهی قدری منحرف اند. کنار فوقانیش کوتاه و ضخیم و تقعیر عمیق ناوی شکل دارد که تیزی سطح تحتانی جسم وتدی در آن قرار میگیرد و کنار تحتانیش نازک و طویل و در شکافی که در خط وسط از تلاقی دو زایدهٔ حنکی فک اعلی و دو مربع قطعهٔ حنک حاصل میشود قرار میگیرد، کنار خلفی در عظم وتدی تا سطح فوقانی کشیده شده و فاصل میان منخرین مؤخر است. کنار قدامی طویل و از فوق به زبانهٔ عمودی مصفات و از تحت به غضروف وسطی بینی که متمم این جدار است و قدری از آن به ضخامت این استخوان فرومیرود می پیوندد. رجوع به تشریح میرزا علی ص ۸۴ و ۸۵ شود.
کلمات همقافیه با «قصبةالانف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر