معنی قصبانی
6 بازدید
[ قَ صَ ] (ص نسبی) نسبت است به بیع قصب. (لباب الانساب).[ قَ صَ ] (اِخ) فضل بن محمدبن علی بن فضل نحوی بصری، مکنی به ابوالقاسم. از پیشوایان علوم ادب عربی است و خطیب تبریزی و حریری صاحب مقامات از شاگردان اویند. او راست: ۱- الامانی. ۲- حاشیهٔ صحاح جوهری. ۳- الصفوة فی اشعار العرب. ۴- کتابی در نحو. و از اشعار اوست: فی الناس من لایرتجی نفعه الا اذا مس باضرار کالعود لایطمع فی ریحه الا اذا احرق بالنار. وی به سال ۴۴۴ یا ۴۴۸ هـ . ق. درگذشت. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۰۱).[ قَ صَ ] (اِخ) مذکوربن سلیمان محزمی، مکنی به ابونصر. از محدثان است. وی از خالدبن مخلد و زکری بن عدی روایت کند و از او محمدبن مخلد و دیگران روایت دارند. او در صفر سال ۲۶۳ هـ . ق. وفات یافت. (لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «قصبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر