معنی قصبالذریره
6 بازدید
[ قَ صَ بُذْ ذَ رَ ] (ع اِ مرکب) نباتی است زیاده بر شبری و باریک و مجوف و بیرون او سرخ مایل به زردی و اندرون او سفید و مملو از چیزی شبیه به پنبه و ساقش پرگره و از قلم باریک تر و خوشبو و با قبض و تندی و تلخی. در دوم گرم و خشک و ملطف و مدر بول و عرق او مفتح و مقوی دل و جگر و معده و رافع خفقان و استسقا و درد سینه و جگر و رحم و عسر بول و تقطیر البول و محلل اورام و التیام دهندهٔ شکاف عضل و طبیخ او با تخم کرفس جهت جنون و امراض گرده و رفع سرفهٔ مزمن و وجع الفؤاد بارد و جلوس در طبیخ او جهت درد رحم و استنشاق دود او جهت سرفهٔ رطوبی مجرب و ذرور او جهت خوشبوی رایحهٔ زیر بغل و عرق و شکستگی اعضا نافع و اکتحال او جهت جلا و تقویت بصر نافع و مضر کمرگاه و مصلحش انیسون و استعمال او با صمغ البطم بهتر از سایر چیزها است، و قدر شربتش تا دو درهم است و بدلش عدس المر است و به دستور اظفارالطیب. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و رجوع به مخزن الادویه شود. قصب بوا. (اختیارات بدیعی). قصب الطیب. (بیرونی). قسمی از عطریات است که در ترکیب عطریات مقدسه مستعمل بود، قصب الذریره اصل و معطر از هندوستان آورده میشد. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «قصبالذریره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر