معنی قصاب میانده
4 بازدید
[ قَ صْ صا دِهْ ] (اِخ) نام یکی از روستاهای بارفروش. رجوع به ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «قصاب میانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر