معنی قشمش
7 بازدید
[ قِ مِ ] (معرب، اِ) معرب کشمش. (برهان) (دزی) (المعرب جوالیقی). و آن از مویز لطیف تر است. (برهان).
کلمات همقافیه با «قشمش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر