معنی قشبة
5 بازدید
[ قِ بَ ] (ع ص) مرد فرومایه. (منتهی الارب). مرد خسیس دنی که خیری در او نباشد. (اقرب الموارد). || (اِ) بچه کپی. (منتهی الارب). بچهٔ بوزینه، و این خطاست و درست آن قَشّة است. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قشبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر