معنی قسوق
7 بازدید
[ قُ ] (اِ) درختی است (در بلاد مغول) به شکل ناژ، در زمستان برگهای آن چون برگ سرو و بار آن شکل و طعم چلغوزه دارد. (جهانگشای جوینی). و نقل [ تتار ] از بار درختی است که قسوق گویند و همان درخت میوه دار بیش نروید. (یادداشت مؤلف، از جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «قسوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر