معنی قسنطینی
5 بازدید
[ قُ سَ ] (ص نسبی) نسبت است به قسنطینیه. (معجم البلدان). رجوع به قسنطینیه و قسطنطینیه شود.[ قُ سَ ] (اِخ) عبدالرحمان بن احمد. رجوع به عبدالرحمان بن احمد شود.[ قُ سَ ] (اِخ) علی بن ابوالقاسم محمدحسن تمیمی مغربی. از متکلمان اشعری است که به دمشق وارد شد و صحیح بخاری را در آنجا از فقیه نصربن ابراهیم مقدس شنید و به عراق رفت و بر عبداللََّه محمدبن عتیق خواند و امامان را زیارت کرد و سپس به دمشق برگشت و مورد احترام ابوداود مضرج رئیس دمشق قرار گرفت. از تألیفات اوست: ۱- تنزیه الاله. ۲- کشف فضایح المشیهة الحشویه. وی به دمشق در ۱۸ رمضان ۵۱۹ هـ . ق. وفات یافت. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قسنطینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر