معنی قسمت کردن
5 بازدید
[ قِ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) بهره کردن. بخش کردن. تقسیم کردن. توزیع کردن : غم هجران به سویّت تر از این قسمت کن کین همه درد به جان من تنها نرسد.سعدی. عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد لاله داغی ز میان برد که داغم دارد.قدسی. || نصیب کردن : ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را اختیار آن است کو قسمت کند درویش را. سعدی.
کلمات همقافیه با «قسمت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر