معنی قسقاس
5 بازدید
[ قَ ] (ع ص) سریع و شتاب رو. (منتهی الارب). سریع. (اقرب الموارد). || رهبر و رهنما. (منتهی الارب). دلیل. هادی. (اقرب الموارد). راهنمای. (مهذب الاسماء). || (اِ، اِمص) شدت و سختی گرسنگی و سرما. || (ص) رسن نیکو و جید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || تیغ کند. (منتهی الارب). الکهام من السیوف. (اقرب الموارد). || شب تاریک. (منتهی الارب). || آن شب که رفتن و سیر در آن دشوار باشد. || (اِ) شیر بیشه. || گیاهی است مانا به کرفس. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || کمی از هر چیزی. || (ص) جستجوکننده که غفلت نکند. (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «قسقاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر