معنی قسطلی
5 بازدید
[ قَ طَ ] (ص نسبی) نسبت است به قسطل. (اللباب). رجوع به قسطل شود.[ قَ طَلْ لی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قسطلة. (معجم البلدان). رجوع به قسطلة شود.[ قَ طَلْ لی ] (اِخ) احمدبن محمدبن دراج، مکنی به ابوعمر. از ادیبان است. وی کاتب انشاء ابن ابی عامر و از شاعران است. (معجم البلدان).[ قَ طَ ] (اِخ) حسن بن علی ازدی، مکنی به ابوعبدالغنی. از راویان است. وی از مالک و راویان ثقهٔ دیگر روایت کند و در احادیث آنان وضع نماید. (اللباب).[ قَ طَ ] (اِخ) یونس بن محمد. رجوع به یونس بن محمد در همین لغت نامه و اعلام زرکلی شود.
کلمات همقافیه با «قسطلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر