معنی قسطال
4 بازدید
[ قِ ] (ع ص) آوازدار. (از منتهی الارب). باآواز. (اقرب الموارد): نهر قسطال؛ جوی باآوازه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ قَ ] (ع اِ) غبار. (منتهی الارب). گرد و غبار. (ناظم الاطباء). غبار ساطع. (اقرب الموارد). ج، قساطیل. (ناظم الاطباء). رجوع به قسطل و قسطلان و قسطول و قساطیل شود.
کلمات همقافیه با «قسطال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر