معنی قسطا
5 بازدید
[ ] (اِخ) سردار کفار روم در جنگ خالدبن. رجوع به حبیب السیر چ سنگی ج ۱ ص ۱۵۹ شود.[ قُ ] (اِخ) ابن لوقا بعلبکی. فیلسوف و ریاضی دان رومی الاصل است. وی در زبان یونانی با فصاحت سخن میگفت و عربی را نیکو میدانست و بسیاری از کتابهای قدیمی را ترجمه کرد و به تألیفات چندی پرداخت از جمله: ۱- الفلاحة الیونانیة، چاپ شده. ۲- ثلاث مقالات فی رفع الاجسام الثقیلة، چاپ شده. ۳- المرایا المحرقة. ۴- الاوزان و المکاییل. ۵- الفصل بین الروح و النفس، خطی. ۶- الفردوس، فی التاریخ. ۷- العمل بالکرة الفلکیة، خطی، یا این همان کتاب «الاکر» خطی است که آن را از تاوذیوس ترجمه کرده و ثابت بن قرة آن را اصلاح و تحریر نموده است. ۸- المطالع، خطی، و آن را از انسقلاوس نقل کرده است و کندی آن را اصلاح و تحریر کرده است. ۹- رسالهٔ ذات الکرسی الافاقی، خطی، دربارهٔ فلک. ۱۰- رسالة فی اختلاف الناس فی سیرهم و اخلاقهم، خطی. ۱۱- رسالة فی تدبیر الابدان فی السفر، خطی. ۱۲- البلغم و علله، خطی. ۱۳- رسالة فی علل الشعر، خطی. ۱۴- العمل بالاسطرلاب، خطی. ۱۵- هیأةالافلاک، خطی. وی در زمان مقتدرباللََّه عباسی بود و در ارمینیه به سال ۳۰۰ هـ . ق. وفات یافت. (طبقات الاطباء ج ۱ ص ۲۴۴) (اخبار الحکماء ص ۱۷۳) (جولة فی دور الکتب الامیرکیه ص ۹۳ و ۹۴) (هدیة العارفین ج ۱ ص ۸۳۵) (خزائن الاوقاف ص ۳۳۱) (مختصرالدول ص ۲۵۹) (اعلام زرکلی چ ۲ ص ۴۰ و ۴۱). قسطا نام پسر لوقا است و ایشان دو حکیم بودند در یونان و او کتابی در دین آتش پرستی به نام پدر خود تصنیف کرده بود، و بعضی گویند قسطا نام کتابی است که لوقا تصنیف کرده بود. (برهان). وی در زمان مأمون عباسی میزیست و زبان عربی و یونانی نیک میدانست، از جمله کتبی که او واسطهٔ ترجمهٔ آن از یونانی بوده مجسطی و دیگری اقلیدوس الحکمه است. (فرهنگ شعوری). کتاب اُکر که در زمان احمدبن معتصم باللََّه عباسی تا شکل خامس از مقالهٔ سیُم آن را ترجمه کرده و کتاب مساکن ثاودسیوس در طهران به سال ۱۳۰۴ هـ . ق. چاپ سنگی شده است. کتابهای زیر را قاموس الاعلام ترکی از جمله تألیفات وی نام برده است: ۱- کتاب فی اوجاع النقرس. ۲- کتاب فی الروائح و عللِها. ۳- کتاب جامع فی الدخول الی علم الطب. ۴- کتاب فی النبیذ و شربه فی الولایم. ۵- کتاب فی الاسطقسات. ۶- کتاب فی السحر. ۷- کتاب فی العطش. ۸- کتاب فی القوة و الضعف. ۹- کتاب فی الاغذیه علی طریق القوانین الکلیه. ۱۰- کتاب فی النبض و معرفة الحُمَّیات و ضروب البحرانات. ۱۱- کتاب فی علة الموت فجأة. ۱۲- کتاب فی معرفة الخدر و انواعه و علله و اسبابه و علاجه. ۱۳- کتاب فی ایام البحران فی الامراض الحادّة. ۱۴- کتاب فی الاخلاط الاربعة و ما تشترک فیه. ۱۵- کتاب فی الکبد و خلقتها و ما یعرض فیها من الامراض. ۱۶- رسالة فی المروحة و اسباب الریح. ۱۷- کتاب فی مراتب کتب الطیبة. ۱۸- کتاب فی تدبیر الابدان فی سفر الحج. ۱۹- کتاب فی دفع ضرر السموم. ۲۰- کتاب فی المدخل الی علم الهندسه. ۲۱- کتاب آداب الفلاسفه. ۲۲- کتاب فی الفرق بین الحیوان الناطق و غیرالناطق. ۲۳- کتاب فی تولد الشعر. ۲۴- کتاب فی الفرق بین النفس و الروح. ۲۵- کتاب فی الحیوان الناطق. ۲۶- کتاب فی الجزء الذی لایتجزی. ۲۷- کتاب فی حرکة الشریان. ۲۸- کتاب فی النوم و الرؤیا. ۲۹- کتاب فی العضو الرئیسی من البدن. ۳۰- کتاب فی البلغم. ۳۱- کتاب فی الدم. ۳۲- کتاب فی المرة الصفراء. ۳۳- کتاب فی المرة السوداء. ۳۴- کتاب فی شکل الکرة و الاسطوانة. ۳۵- کتاب فی الهیأة و ترکیب الافلاک. ۳۶- کتاب فی حساب التلاقی علی جهة الجبر و المقابلة. ۳۷- کتاب فی العمل بالکرة الکلیرة النجومیة. ۳۸- کتاب السیاسة. ۳۹- کتاب المدخل الی المنطق. ۴۰- شرح مذهب الیونانیین. ۴۱- کتاب فی شکوک کتاب اقلیدس. ۴۲- المدخل الی علم النجوم. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به عیون الانباء و فهرست ابن ندیم و تاریخ الحکماء القفطی شود: آن حرفهای خط کتاب او گوئی حروف دفتر قسطا شد.دقیقی. هر کسی چیزی همی گوید ز تیره رای خویش تا گمان آید که او قسطای بِنْ لوقاستی. ناصرخسرو. به قسطاسی بسنجم راز موبد که جوسنگش بود قسطای لوقا.خاقانی.
کلمات همقافیه با «قسطا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طا» برای سرودن شعر