معنی قسری
6 بازدید
[ قَ ] (ص نسبی) نسبت است به قسر. (اللباب). رجوع به قَسر شود.[ قَ ] (ص نسبی) (حرکت...) در مقابل حرکت ارادی طبعی است، و آن حرکتی است که به قسر قاسر تحقیق یابد مانند پرتاب سنگی به طرف بالا. رجوع به حکمت الاشراق چ انستیتو ایران و فرانسه ص ۱۹۴ شود.[ قَ ] (اِخ) اسدبن عبداللََّه است. رجوع به اعلام زرکلی، اسدبن عبداللََّه و اسدبن عبداللََّه قسری در همین لغت نامه شود.[ قَ ] (اِخ) خالدبن عبداللََّه بن یزیدبن اسد. امیر عراق بود. جد وی یزید صحبت رسول خدای را درک کرد. مردمی بسیار به وی منسوبند. (اللباب). و رجوع به اعلام زرکلی، خالدبن عبداللََّه و اسدبن عبداللََّه قسری در همین لغت نامه شود.[ قَ ] (اِخ) یزیدبن خالد. رجوع به یزیدبن خالد در اعلام زرکلی شود.
کلمات همقافیه با «قسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر