معنی قزوینی

معنی قزوینی

6 بازدید
[ قَ زْ ] (ص نسبی) نسبت است به قزوین، و گروهی از محدثان بدان منسوبند. (اللباب). رجوع به قزوین شود. - امثال: قزوینی غازبینی ؛ یعنی اندک بین. خرده نگرش. قزوینی هفت دبه را حلال میداند.
[ قَ زْ ] (اِخ) آصف. یکی از علمای اوایل قرن دوازدهم هجری است که مورد احترام و تجلیل دانشمندان قزوین بوده و شرح خطبهٔ همام نهج البلاغه از آثار اوست. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۱).
[ قَ زْ ] (اِخ) ابراهیم بن امیر محمد معصوم. یکی از بزرگان علمای امامیهٔ اواسط قرن دوازدهم هجری و از شاگردان آقاجمال خوانساری و مجلسی ثانی و شیخ جعفر قاضی و پدر خود امیر محمد معصوم بوده و از آنان اجازهٔ روایت داشته است. از تألیفات اوست: ۱- اجوبة المسائل الفقهیة و العقلیة. ۲- تتمیم امل الآمل. ۳- تحصیل الاطمینان فی شرح زبدة البیان. وی به سال ۱۱۴۵ یا ۱۱۴۸ هـ . ق. در حدود ۸۰سالگی وفات یافت. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۳).
[ قَ زْ ] (اِخ) ابوالحسین احمدبن فارس بن زکریابن محمدبن حبیب رازی مالکی. رجوع به ابن فارس شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) اسماعیل علی بن معصوم. از علمای امامیهٔ اواخر قرن دوازدهم هجری است. از تألیفات اوست: ۱- ابناء الانبیاء فی اثبات النبوة الخاصة من الکتب السماویة، به زبان فارسی. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۲).
[ قَ زْ ] (اِخ) جعفربن سیدمهدی بن حسن حسینی، مکنی به ابوالهادی. از اکابر علمای امامیهٔ خاندان آل قزوینی و کاتبی بلیغ و شاعری ماهر و ادیبی لغوی است که در حِلّه سکونت داشته و دارای ریاست مذهبی بود. بخشی از دیوان سیدحیدر حلی در ستایش اوست. وی از شاگردان پدر خود و شیخ انصاری و فاضل ایروانی است. او راست: کتاب اشرافات، در منطق. تلویحات، در اصول فقه. وی در اول محرم سال ۱۲۹۷ یا ۱۲۹۸ هـ . ق. در حِلّه وفات یافت و در نجف دفن شد. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۲).
[ قَ زْ ] (اِخ) جلال الدین محمدبن عبدالرحمان بن عمر شافعی، معروف به خطیب دمشقی. از دانشمندان است. وی در موصل متولد شد و به تحصیل همت گماشت و هنوز بیست سال از عمرش نگذشته بود که شغلی در ناحیهٔ ازروم به وی محول گشت. آنگاه به دمشق آمد و به فنون و علوم اشتغال ورزید و اصول ادبیات و معانی و بیان را نیکو فراگرفت و متولی خطابهٔ جامع دمشق گردید. ناصر او را خواست و او وامی را که به عهدهٔ او بود پرداخت و منصب قضاء به وی داد و آنگاه او را به مصر احضار کرد و قضاء آن سامان را پس از برکناری ابن جماعة به عهدهٔ وی گذاشت و او در آنجا یازده سال اقامت کرد و درآمد اوقاف را بر فقراء و مستمندان بخش کرد و سپس به قضاء دمشق منصوب شد. او راست: ۱- تلخیص المفتاح، در معانی و بیان. ۲- الایضاح فی علوم البلاغة. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۵۰۹). جلال الدین خطیب [ ۱۲۶۷ -۱۳۳۸ م. ] در موصل تولد یافت و متولی منصب قاضی القضاتی و ایراد خطابهٔ جامع دمشق گردید و به مصر اقامت گزید. او راست: الایضاح فی علوم البلاغة. تلخیص المفتاح فی البلاغة. (ذیل المنجد).
[ قَ زْ ] (اِخ) حسین بن امیر ابراهیم بن امیر محمد معصوم بن محمد فصیح بن امیر اولیاء حسینی. از ثقات علمای امامیه و فقیهان و مجتهدان اوایل قرن سیزدهم هجری و از معاصران آقامحمدباقر بهبهانی و از اساتید صاحب ریاض و میرزای قمی و از مشایخ اجازهٔ روایت سیدمهدی بحرالعلوم است. او راست: ۱- اختیار المذهب فیما یصحبه الانسان من الذهب. ۲- ایضاح المحجة. ۳- الدر الثمین فی الرسائل الاربعین. ۴- مستقصی الاجتهاد فی شرح ذخیرة العباد، در ارث. ۵- المشترکات، در رجال. ۶- معارج، در شرح مسالک الافهام. وی به سال ۱۲۰۸ هـ . ق. درگذشت و قبرش در قزوین مشهور است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۲ و ۲۹۳).
[ قَ زْ ] (اِخ) حمداللََّه احمدبن ابوبکربن نصر مستوفی. رجوع به حمداللََّه مستوفی شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) خلیل. از اکابر علمای امامیهٔ اواخر قرن ۱۱ هجری و از معاصران شیخ حر عاملی و علامهٔ مجلسی و ملا محسن فیض کاشانی و از شاگردان شیخ بهایی و میرداماد است. وی پیش از سی سالگی چندی متولی موقوفات حضرت عبدالعظیم بود. ملا خلیل مسلک اخباری داشت و مجتهدان را سخت انتقاد میکرد. نماز جمعه را در غیبت امام حرام میدانست و استعمال دخانیات را جائز میشمرد. مناقشات وی با ملامحسن فیض معروف است. از تألیفات اوست: ۱- الجمل فی النحو. ۲- حاشیهٔ شرح شمسیه. ۳- حاشیهٔ عدة الاصول شیخ طوسی. ۴- حاشیهٔ مجمع البیان طبرسی. ۵- رسالهٔ حرمت توتون. ۶- رسالهٔ حرمت نماز جمعه در زمان غیبت امام. ۷- رسالهٔ قمیّه. ۸- رسالهٔ نجفیه. ۹- رموز التفاسیر الواقعه فی الکافی و الروضة. ۱۰- الشافی فی شرح الکافی. ۱۱- شرح کافی عربی. ۱۲- شرح کافی فارسی. وی به سال ۱۰۸۹ هـ . ق. در ۸۸سالگی در قزوین وفات یافت و در مدرسه ای که به نام او موسوم است مدفون گردید. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۴۵).
[ قَ زْ ] (اِخ) خلیل بن عبداللََّه بن خلیل، مکنی به ابویعلی. از محدثان است. وی از علی بن محمدصالح مقری و جز او روایت کند و از او امام ابوبکربن لال فقیه همدانی در معجم خود روایت دارد. (معجم البلدان).
[ قَ زْ ] (اِخ) زکریابن محمود (یا زکریابن محمدبن محمود) انصاری، مکنی به ابویحیی (یا ابوعبداللََّه) و ملقب به جمال الدین و گاهی به عمادالدین. از علماء و محدثان است. نسب وی به مالک بن انس میرسد و در دورهٔ مستعصم عباسی منصب قضاء واسط و حِلّه بدو مفوض بود. و در اوقات قضاوت وی خلافت عباسی منقرض گشت. زکریا از شاگردان اثیرالدین ابهری است. او راست: ۱- آثار البلاد و اخبار العباد، این کتاب در شهر غوطه با مقدمه ای به زبان آلمانی چاپ شده است. ۲- عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات. وی به سال ۶۸۲ هـ . ق. در واسط وفات یافت و در مقبرهٔ شونیزیهٔ بغداد دفن گردید. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۵). مؤلف معجم المطبوعات آرد: در جوانی به دمشق سفر کرد و با ابن عربی آشنا شد و در زمان معتصم عباسی متولی قضاء واسط و حِلّه گردید و در همین منصب بود تا بغداد سقوط کرد. علامه دی ساسی نسخه ای خطی از کتاب عجایب البلدان یافته که در حاشیهٔ آن نوشته است که زکریابن محمد قزوینی شاگرد اثیرالدین ابهری بوده است. وی در واسط وفات یافت و به بغداد حمل شد. او راست: ۱- آثار البلاد و اخبار العباد، وی در این کتاب آنچه را از خصایص شهرها و مردم آن دیده و شنیده و شناخته فراهم آورده است. ۲- عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات، این کتاب را در هنگام دوری از وطن تألیف کرده است و در لایپزیک به سال ۱۸۴۸ م. و در مطبعهٔ تقدم بدون تاریخ و در ۴۱۶ صفحه به طبع رسیده، و نیز در حاشیهٔ کتاب حیوة الحیوان دمیری بسال ۱۳۰۵ - ۱۳۰۶ هـ . ق. در مصر چاپ شده است. این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده و در تهران به سال ۱۲۶۴ هـ . ق. طبع گردیده است. عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات مجموعه ای است از بخش های گوناگونی در علم طبیعت و سیاست و تاریخ و ادب. با تألیف این کتاب سزاوار است که وی را هرودوت قرون وسطی و بلینوس عرب نامند. (ذیل المنجد) (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۵۰۷، ۱۵۰۸). زکریابن محمد مورخ و جغرافیادان است. وی در شهر قزوین به سال ۱۲۰۸ هـ . ق. به دنیا آمد و متولی قضاء واسط و حِلّه بود. کتاب عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات از تألیفات اوست. وفات او به سال ۱۲۸۳ هـ . ق. اتفاق افتاد. (الموسوعة العربیة).
[ قَ زْ ] (اِخ) سعدالدین قلغ خواجه خالدی. رجوع به سعدالدین... شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) سعدالدین مستوفی. رجوع به سعدالدین... شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) شرف الدین طویل. رجوع به شرف الدین طویل شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن جعفر، مکنی به ابومحمد. از فقهاء شافعی است که در مصر مجلس درس داشت و در رمله متصدی منصب قضاء بود و به شایستگی شهرت یافت. وی قوهٔ شنوایی نداشت و ازاینرو حدیث را مینوشت و میفهمید و از بر میکرد. حافظان حدیث گرد او فراهم آمدند ولی سرانجام احادیث درست و نادرست را با هم آمیخت و روایاتی وضع کرد و کارش به افتضاح و رسوایی کشید و کتابهایش را در برابر چشمانش سوختند و مجلس درسش را ترک گفتند. او اندکی پس از این درگذشت. (اللباب فی تهذیب الانساب).
[ قَ زْ ] (اِخ) عبداللََّه بن محمدبن جعفر، مکنی به ابومحمد. از فقهاء شافعی است که در مصر مجلس درس داشت و در رمله متصدی منصب قضاء بود و به شایستگی شهرت یافت. وی قوهٔ شنوایی نداشت و ازاینرو حدیث را مینوشت و میفهمید و از بر میکرد. حافظان حدیث گرد او فراهم آمدند ولی سرانجام احادیث درست و نادرست را با هم آمیخت و روایاتی وضع کرد و کارش به افتضاح و رسوایی کشید و کتابهایش را در برابر چشمانش سوختند و مجلس درسش را ترک گفتند. او اندکی پس از این درگذشت. (اللباب فی تهذیب الانساب).
[ قَ زْ ] (اِخ) عبدالنبی بن محمدتقی. از عالمان جلیل و از معاصران سیدمهدی بحرالعلوم و مؤلف کتاب تتمیم امل الآمل است. (الذریعه ج ۳) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۵).
[ قَ زْ ] (اِخ) عثمان ماکی. رجوع به عثمان شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) علی بن اسماعیل موسوی. از عالمان و محدثان اواخر قرن سیزدهم هجری است که در تدریس قوانین میرزای قمی تبحر داشت. از تألیفات اوست: ۱- حاشیه بر قوانین میرزای قمی. ۲- حاشیهٔ معالم الاصول. ۳- قاعدهٔ لاضرر. وی به سال ۱۲۹۸ هـ . ق. وفات یافت. (الذریعه ج ۶ ص ۱۷۷) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۵).
[ قَ زْ ] (اِخ) علی بن عمربن ابوالحسن دبیران کاتبی. رجوع به دبیران (نجم الدّین...) شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) علی بن عمربن محمدبن حسن حربی، معروف به ابن القزوینی و مکنی به ابوالحسن. از مردم بغداد و از محدثان است. وی مردی پارسا و از اوتاد بود. حدیث را از ابوالعباس بن مکرم و ابوعمربن حیویه و جز این دو روایت کرد و از او مردم بسیاری روایت کرده اند، و از جملهٔ آنان میتوان از خطیب ابوبکر نام برد. ولادت وی در محرم سال ۳۶۰ هـ . ق. و وفات او در شعبان سال ۴۴۲ اتفاق افتاد. (اللباب فی تهذیب الانساب).
[ قَ زْ ] (اِخ) کاتبی. رجوع به کاتبی قزوینی شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) مالک. رجوع به مالک شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) محسن بن محمدطاهر. از دانشمندان علوم عربی است. او راست: ۱- رشح الحساب، این کتاب شرح نظم الحساب استادش قوام الدین محمد قزوینی است. ۲- زینةالمسالک فی شرح الفیة ابن مالک. ۳- شرح العوامل المأة، در این کتاب عوامل عبدالقاهر جرجانی را شرح کرده و همین شرح است که به عوامل ملا محسن مشهور است و صاحب قصص العلماء اشتباهاً آن را از ملا محسن فیض دانسته است. ۴- شرح نظم الحساب. ۵- منظومه در معانی و بیان. سال وفاتش به دست نیامد. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۶).
[ قَ زْ ] (اِخ) محمدبن احمد عصاری، غیاث الدین. رجوع به محمدبن احمد عصاری شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) محمدبن سیدمهدی بن سیدحسن حسینی، مکنی به ابوالمعزّ. از علمای امامیهٔ عصر حاضر است که در نجف معقول و منقول را فراگرفته و دیوان شعر و رساله ای در تجوید و منظومه ای در ارث دارد. وی به سال ۱۳۳۵ هـ . ق. در حِلّه وفات یافت و در نجف در مقبرهٔ مخصوص آل قزوین مدفون گردید. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۷).
[ قَ زْ ] (اِخ) محمدبن عبدالوهاب. از دانشمندان و متتبعان بزرگ است. وی در ۱۲۹۴ هـ . ق. در تهران تولد یافت و تحصیلات مقدماتی و علوم متداولهٔ اسلامی را در همان شهر فراگرفت، و از جملهٔ از استادان فقه وی حاج شیخ فضل اللََّه نوری و استادان کلام و حکمت قدیم وی حاج شیخ علی نوری را میتوان نام برد. در سال ۱۳۲۲ هـ . ق. به دعوت برادر خود میرزا احمدخان به لندن سفر کرد و مدت مدیدی در آنجا و سپس در پاریس و پس از آن در آلمان و باز مجدداً در پاریس اقامت کرد و در این نقاط با بعضی از مستشرقان اروپا آشنا شد، از جمله در لندن با ادوارد براون انگلیسی و مستر الس و مستر آمدروز و سر اینزن رس و ولادیمیر مینورسکی مستشرق معروف روسی که در لندن اقامت داشت. و در برلین با مرکوارت مستشرق معروف آلمانی صاحب ایرانشهر و ادوارد زاخائو و دکتر موریتز و سباستیان بک مؤلف «صرف و نحو مفصلی برای زبان فارسی» به آلمانی و غیرهم. در مدت اقامت وی در اروپا کتب زیر به تصحیح او رسید و به مخارج اوقاف خیریهٔ گیپ با ادوارد براون به طبع رسید: ۱- تذکرهٔ لباب الالباب ج ۱. ۲- مرزبان نامه. ۳- المعجم. ۴- چهارمقالهٔ عروضی با حواشی مفصل و مبسوط در آخر آن. ۵ و ۶ و ۷ -تاریخ جهانگشای جوینی با حواشی مفصل مبسوط در آخر جلد سوم و مقدمهٔ مبسوط بر جلد اول. ۸- ترجمهٔ لوایح جامی به فرانسوی. ۹- رساله ای در شرح حال مسعودسعد سلمان که فقط ترجمهٔ آن به انگلیسی توسط ادوارد براون به طبع رسیده است نه اصل فارسی آن. ۱۰- دیباچه ای بر تذکرةالاولیاء شیخ عطار چ نیکلسون در لیدن. ۱۱- رساله ای در شرح احوال شیخ ابوالفتوح رازی که به عنوان خاتمةالطبع در آخر جلد پنجم کتاب مزبور در طهران به طبع رسیده. ۱۲ و ۱۳- عده ای از مقالات متفرقهٔ تاریخی و ادبی و انتقادی که در تحت عنوان بیست مقالهٔ قزوینی در دو جلد به طبع رسیده است. جلد اول آن در بمبئی به وسیلهٔ ابراهیم پورداود بسال ۱۳۰۷ هـ . ش. و جلد دوم بوسیلهٔ عباس اقبال به سال ۱۳۱۳ هـ . ش. طبع شده است. ۱۴- رساله ای در شرح احوال ابوسلیمان منطقی سجستانی مؤلف صوان الحکمة که به سال ۱۳۱۲ هـ . ش. در پاریس به طبع رسید. ۱۵- رساله ای در تحقیق مؤلف نفثةالمصدور یعنی محمد نسوی منشی جلال الدین منکبرنی که به سال ۱۳۰۸ هـ . ش. به اهتمام عباس اقبال در تهران به طبع رسیده است. ۱۶- رساله ای راجع به ممدوحین سعدی و شرح احوال آنان که به سال ۱۳۱۷ هـ . ش. توسط حبیب یغمائی ابتدا در مجلهٔ تعلیم و تربیت و سپس جداگانه در طهران به طبع رسیده است. ۱۷- دیوان حافظ که از روی چندین نسخهٔ قدیمی تصحیح کرده و به سال ۱۳۲۰ در هـ . ش. تهران به اهتمام وزارت فرهنگ به طبع رسیده است. وی در اواخر سال ۱۳۱۸ هـ . ش. به واسطهٔ ظهور جنگ در اروپا و صعوبت اقامت خارجیان در آنجا به طهران مراجعت کرد و ۱۰ سال آخر عمر خود را در طهران گذرانید و در روز جمعه ششم خرداد ۱۳۲۸ هـ . ش. / ۲۸ رجب ۱۳۶۸ هـ . ق. / ۲۷ مهٔ ۱۹۴۹ م. نزدیک ساعت ۱۰ و نیم بعدازظهر در طهران وفات یافت. علامه قزوینی از نوادر نوابغی بود که وسعت معلومات قدیم و جدید را با غریزهٔ کنجکاوی و دقت در شأن هر چیز و استقصای یک موضوع را تا درک کنه و علت آن و روش انتقادی علمی و انصاف و بیطرفی علمای جدید جمع داشت. بزرگترین فضل قزوینی این است که وی پس از آنکه علوم قدیمه و اسلامی را فراگرفت، چون گذارش به اروپا افتاد بر اثر عشق سوزانی که به فراگرفتن هر چیز داشت تحقیقات علمای آن سرزمین را مورد مطالعهٔ دقیق قرار داد. (از مجلهٔ یغما سال ۱۳۲۷ هـ . ش. و مجلهٔ یادگار سال ۱۳۲۷ هـ . ش.).
[ قَ زْ ] (اِخ) محمدبن جارک، معروف به حکیم شاه محمد. از مشاهیر علما و اطبای نامی قرن دهم هجری است که سلطان بایزید ثانی (۸۸۶ -۹۱۸ هـ . ق.) وی را به قسطنطنیه احضار کرد و طبیب خاص دربار گردانید و در عهد سلطان سلیم و سلطان سلیمان نیز به همین سمت باقی ماند. وی به سال ۹۶۶ هـ . ق. وفات یافت. او راست: ۱- ترجمهٔ تذکرة الشعراء. ۲ و ۳- ترجمهٔ ترکی و فارسی حیوةالحیوان دمیری. ۴- تفسیر قرآن از سورهٔ نحل تا آخر، یا از سورهٔ فتح تا آخر. ۵- حاشیهٔ تهافت خواجه زاده مصطفی بن یونس. ۶- حاشیهٔ شرح عقاید نسفی. ۷- ذیل تذکرةالشعراء علیشیر نوایی. ۸- ربط السور و الآیات. ۹- ایساغوجی. ۱۰- شرح عقاید ملا جلال دوانی. ۱۱- شرح کافیة ابن حاجب. و دور نیست که حکیم محشی سیوطی که حواشی او در اکثر چاپهای آن کتاب به طبع رسیده همین حکیم شاه باشد. (کشف الظنون) (قاموس الاعلام) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۶).
[ قَ زْ ] (اِخ) محمدبن یزید، مکنی به ابوعبداللََّه و مشهور به ابن ماجه. رجوع به ابن ماجه شود.
[ قَ زْ ] (اِخ) محمد معصوم. از دانشمندان اواخر قرن ۱۱ هجری و از شاگردان میرزا رفیعای نایینی و از معاصران آقا حسین خوانساری و ملا محسن فیض و ملا محمدتقی مجلسی است. حاشیهٔ الهیات، شرح اشارات خواجه، حاشیه ای بر حاشیهٔ خضری بر شرح تجرید قوشچی و حاشیهٔ شفا از تألیفات اوست. وی به سال ۱۰۹۱ یا ۱۰۹۹ هـ . ق. وفات یافت. (الذریعة) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۳).
[ قَ زْ ] (اِخ) مهدی بن سیدحسن. از علمای اواخر قرن سیزدهم هجری است که در فقه و اصول و کلام و حدیث و تفسیر تبحر داشت. او راست: ۱- آیات المتوسمین در حکمت الهی. ۲- آیات الوصول الی علم الاصول. ۳- الارث. ۴- اساس الایجاد فی علم الاستعداد لتحصیل ملکة الاجتهاد. ۵- استنباط القواعد الفقهیة. ۶- اسماءالقبائل. ۷- الانسان و ما له من التکلیف بحسب عوالمه. ۸ - بصائرالمجتهدین فی شرح تبصرة المتعلمین. ۹ -تفسیر سورهٔ توحید. ۱۰- تفسیر سورهٔ فاتحه. ۱۱ -الفرائد در اصول، و این کتاب دارای پنج مجلد است. ۱۲ - قلائدالخیر، در اصول عقاید. و کتابهای دیگر. وی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری و حاج میرزا محمدحسن میرزای شیرازی بوده است. (الذریعه) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۹۸).
[ قَ زْ ] (اِخ) نجم الدین عبدالغفاربن عبدالکریم شافعی. از بزرگان علم و ادب و ریاضی است. او راست: ۱- الحاوی الصغیر (در فروع و فقه شافعی)، و این کتابی است موجز و به سبکی عالی نگارش یافته و در میان شافعیه مورد اعتبار است و بر آن شرحها نوشته و آن را نیز به نظم درآورده اند. ۲- اللباب. ۳- شرح اللباب. ۴- کتاب فی الحساب. وی به سال ۱۲۶۶م. وفات یافت. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۵۰۹، ۱۵۱۰) (ذیل المنجد).
[ قَ زْ ] (اِخ) نجم الدین دبیران. رجوع به دبیران (نجم الدّین...) شود.

کلمات هم‌قافیه با «قزوینی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید