معنی قزنقشلاق
5 بازدید
[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش کرج شهرستان تهران واقع در ۱۳ هزارگزی جنوب باختر کرج و یکهزارگزی راه فرعی اشتهارد به کرج. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل. سکنه ۸۹ تن. آب آن از رودخانهٔ کرج و محصول آن غلات، بنشن، صیفی، چغندرقند، قلمستان. شغل اهالی زراعت است. ماشین میتوان برد. در بهار ایل میش مست حدود این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «قزنقشلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر