معنی قزلق
6 بازدید
[ قِ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۲۳ هزارگزی جنوب خاوری قره آغاج و ۴۵۰۰ گزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۹۰ تن. آب آن از رودخانهٔ قیزجه و محصول آن غلات، زردآلو، آلوچه. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ زُ ] (اِخ) (گردنهٔ...) نام گردنهٔ معروفی است میان شاهرود و استرآباد در چهارده میلی شهر استرآباد درباره آن لاوت نویسد: سربالائی در واقع از ارتفاع ۳۴۵۳ پا از حوالی زیارت شروع میشود و راه از زیارت تا مراتع علی آباد در سه میلی آنجا (۷۶۰۰ پا) بسیار طولانی است. در ارتفاع ۴۷۰۰ پا کاروانسرای حقیری بنام رباط قزلق است. (از ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۱۱ و ۱۱۳ و ۱۳۲ و ۱۶۹ و ۲۲۰).[ قُ لُ ] (اِخ) دهی از دهستان قره باشلو از بخش چاپشلو از شهرستان دره گز واقع در ۶ هزارگزی جنوب باختری چاپشلو و ۷ هزارگزی باختر شوسهٔ عمومی قوچان به دره گز . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنه ۹۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قُ لُ ] (اِخ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع در ۴۵ هزارگزی شمال خاوری مشهد و ۱۵ هزارگزی شمال خاوری تبادکان. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۶۱ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قزلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر