معنی قزلر
5 بازدید
[ قِ لَ ] (اِخ) دهی از بخش اترک شهرستان گنبدقابوس واقع در ۳۳۰۰۰ گزی شمال خاوری داشلی برون، و کنار رودخانهٔ اترک نزدیک مرز ایران و شوروی. در حدود ۲۰ خانوار ترکمن چادرنشین اطراف این آبادی ساکن هستند. شغل اهالی زراعت دیم و گله داری است. پاسگاه مرزبانی دارد. زمستان به اطراف ارتفاعات نازلی داغ میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قِ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد و در ۶۶ هزارگزی شمال باختری مشهد و ۲ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ مشهد به قوچان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۶۳ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندر، کنجد. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قزلر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لر» برای سرودن شعر