معنی قزلحصار
5 بازدید
[ قِ زِ حِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اشتهارد بخش کرج شهرستان تهران واقع در ۵۰ هزارگزی باختر کرج، کنار راه کرج به اشتهارد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۷۰ تن. آب آن از قنات لب شور و محصول آن غلات، صیفی، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ قِ زِ حِ ] (اِخ) دهی از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان واقع در ۴۰ هزارگزی جنوب قصبهٔ رزن و کنار رودخانهٔ قره چای. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۳۵ تن. آب آن از رودخانهٔ قره چای و محصول آن غلات دیمی، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قِ زِ حِ ] (اِخ) دهی از دهستان یوسف آباد پائین جام بخش تربت جام شهرستان مشهد در ۱۸ هزارگزی جنوب خاوری تربت جام و سر راه شوسهٔ نظامی تربت جام جنت آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۹۱ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، زیره. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قِ زِ حِ ] (اِخ) دهی از دهستان رادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد در ۷۶ هزارگزی شمال باختری مشهد و ۲ هزارگزی جنوب راه عمومی مشهد. موقع جغرافیایی آن جلگه ای و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۴۶۶ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قِ زِ حِ ] (اِخ) دهی از دهستان نوده چناران بخش حومهٔ شهرستان بجنورد که در ۴۲ هزارگزی جنوب خاوری بجنورد و ۴ هزارگزی جنوب جادهٔ قدیم قوچان به بجنورد واقع است. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیری است. سکنهٔ آن ۲۲۵ تن. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، بنشن. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قزلحصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر