معنی قزاقی
5 بازدید
[ قَ زْ زا ] (ص نسبی) نسبت است به قزاق. - آجر قزاقی؛ نوعی از آجر که طول آن بیش از عرض آن است و قسمی از آن را در روی ساختمانها به کار برند. در مقابل آجر نظامی.[ قَ زْ زا ] (اِخ) دهی از دهستان میلانلو از بخش شیروان شهرستان قوچان در ۶۰ هزارگزی جنوب باختری شیروان و ۹ هزارگزی باختر مالرو عمومی امیران به زین آباد. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۶۵ تن. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و پنبه و توتون. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قزاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر