معنی قر انداختن
4 بازدید
[ قِ اَ تَ ] (مص مرکب) قر انداختن میان قومی؛ کشتن همهٔ افراد آن را. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «قر انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر