معنی قریعالفرس
5 بازدید
[ قَ عُلْ فَ رَ ] (اِخ) شاعری است فارسی زبان که سوزنی در مطلع قصیدهٔ خود از او یاد کرده و گوید: من آن کسم که چو کردم به هجو گفتن رای هزار منجیک از پیش من کم آرد پای خجسته خواجه نجیبی خطیری و طیان قریع و عمعق و حکاک فرید یافه درای. در مورد بیت دوم که نام هشت تن از شاعران پیش از خود را آورده است سعید نفیسی گوید: مراد از قریع در این شعر شاعری است از همین دوره که اشعاری از او در فرهنگها باقی مانده است، و نام درست او قریع الفرس بوده و چون در همین دوره شاعر دیگری بوده که در فرهنگها اشعاری از او به نام فریدالدهر باقی مانده در فرهنگها به واسطهٔ شباهت کلمهٔ قریع و فرید نامی به صورت قریع الدهر ساخته اند. (تعلیقات نفیسی بر لباب الالباب چ ۱۳۳۵ هـ . ش.).
کلمات همقافیه با «قریعالفرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر