معنی قریظ
7 بازدید
[ قُ رَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر قَرَظ، و آن درخت سلم است. (معجم البلدان). رجوع به قرظ شود.[ قُ رَ ] (اِخ) جائی است در یمن که بدان ذوقرظ و ذوقریظ نیز گویند. سبیع بن خطیم در اشعار خود از آن یاد کرده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قریظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یظ» برای سرودن شعر