معنی قریحی
4 بازدید
[ قَ ] (ص نسبی) نسبت است به قریح بن منخل بن ربیعةبن قبیصة، و آن تیره ای است از سامةبن لؤی. (اللباب فی تهذیب الانساب).[ قَ ] (اِخ) خالدبن ربیعةبن قطن بن قریح. از نامداران تیرهٔ قریحی است. وی به دست منصور به قتل رسید. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «قریحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر