معنی قریحة
5 بازدید
[ قَ حَ ] (ع اِ) اول آبی که از چاه برآید. || اول هر چیزی. || طبیعت مردم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). ج، قرائح. (منتهی الارب). و این معنائی است مستعار. (اقرب الموارد): قریحة الانسان؛ طبیعتهم التی جُبل علیها. (بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «قریحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر