معنی قریتان

معنی قریتان

4 بازدید
[ قَ رْ یَ ] (ع ص) تثنیهٔ قریة.
[ قَ رْ یَ ] (اِخ) مکه و طائف است. در قرآن آمده است : {/Bوَ قََالُوا لَوْ لاََ نُزِّلَ هََذَا اَلْقُرْآنُ عَلی ََ رَجُلٍ مِنَ اَلْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ . ۱-۱۲۴۳:۳۱/}(قرآن ۴۳/۳۱). و شعر معن بن اوس نیز همان دو شهر را اراده میکند: لها مورد بالقریتین و مصدر لَفوتِ فلاةٍ لاتزال تنازله.(معجم البلدان).
[ قَ رْ یَ ] (اِخ) دهی است بزرگ از توابع حمص در راه بریه بین بریه و سخنه و ارک که مردم آن همه نصاری هستند. ابوحذیفه در فتوح الشام گوید: خالدبن ولید از تدمر به قریتان وارد شد. و این همان است که آن را حوارین خوانند، و میان آن و تدمر دو مرحله است. و ابن قیس رقیات در شعر خود از آن یاد کرده است. (معجم البلدان).
[ قَ رْ یَ ] (اِخ) جائی است نزدیک نباح در راه بصره به مکه. سکونی گوید: دو قریه است یکی از عبداللََّه بن عامربن کریز و دیگری را جعفربن سلیمان بنیاد کرده. و در آن دژی است که عسکر خوانند. (معجم البلدان).
[ قَ رْ یَ ] (اِخ) نام دو ده قران و ملهم از بنی سحیم در یمامه. (معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «قریتان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید