معنی قرو کردن
6 بازدید
[ قِ رَ / رُو کَ دَ ] (مص مرکب) به مزاح، لباس بیرون خانه پوشیده مهیای رفتن به بیرون شدن (در تداول زنان): باز کجا قرو کرده ای؟ عزم رفتن کجا داری که زینت کرده و جامه بدل کرده ای؟
کلمات همقافیه با «قرو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر