معنی قرونالسنبل
4 بازدید
[ قُ نُسْ سُمْ بُ ] (ع اِ مرکب) دوای سمی است، و اختلاف بسیار در او کرده اند، و آنچه از کتب حکمای هند ظاهر میشود قسمی از بیش سیاه است سیاه و باریک و با درخشندگی و از سعد باریکتر و درازتر و در ریشهٔ بعضی از سنبل هندی یافت میشود و قسمی از آن نیز سفید میباشد، و در چهارم گرم و خشک و ضماد او با سرکه رافع زخمهای کهنه و روغنی که در آن جوشانیده باشند رافع جمیع دردهای بارده و صلابت اعضاست. ربع درهم او کشنده است به اخلاط عقل و بول الدم. (تحفهٔ حکیم مؤمن). دوائی است کشنده قریب به بیش . (از بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «قرونالسنبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر