معنی قروف
6 بازدید
[ قَ ] (ع ص) مرد بسیار ستم دار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مرد بسیار ستمکار. (آنندراج). || نافرمان. از حد گذرنده. || سخت جنگ کننده. (منتهی الارب) (آنندراج). الحراب. (اقرب الموارد). ج، قُرْف. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر