معنی قرور

معنی قرور

6 بازدید
[ قُ ] (ع مص) ثبات و قرار ورزیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || آرمیدن. (منتهی الارب). || خنک گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). روشن چشم گردیدن. (ترجمان ترتیب عادل). || سپری شدن گریه. || دیدن آنچه آرزوی دیدن آن را دارند. (منتهی الارب). گویند: قَرَّتْ عَینُهُ قروراً و قرةً [ قَ رْ / قُ رْ رَ ]؛ خنک گردید، سپری شد گریه، یا دید آنچه آرزوی آن داشت. (منتهی الارب).
[ قَ ] (ع ص) آب خنک. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «قرور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید