معنی قروتی شدن
6 بازدید
[ قُ شُ دَ ] (مص مرکب) بر هم خوردن. (آنندراج) (بهار عجم). صورت نگرفتن کاری. (چراغ هدایت). - قروتی شدن معامله؛ بر هم خوردن کار. (آنندراج) (بهار عجم): بهادران چون دیدند معامله قروتی شد برمالیدند. (آنندراج) (بهار عجم، از نعمت عالی که دربارهٔ محاصرهٔ حیدرآباد گفته است).
کلمات همقافیه با «قروتی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر