معنی قروة
5 بازدید
[ قَ رْ وَ ] (ع مص) فراخ و کلان گردیدن پوست خایه از باد یا از آب یا از فرودآمدن روده ها. (منتهی الارب) (آنندراج). قر شدن. رجوع به قرو شود.
کلمات همقافیه با «قروة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر