معنی قره‌گول

معنی قره‌گول

4 بازدید
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۳۵ هزارگزی شمال خاوری مهاباد و ۷۵۰۰ گزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن جلگهٔ معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۵۴ تن. آب آن از سیمین رود و محصول آن غلات، توتون، حبوبات، چغندر. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۴۷ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۴ هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو میاندوآب به شاهین دژ. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۳۹ تن. آب آن از رودخانهٔ لیلان و محصول آن غلات و نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی جزء دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر واقع در ۳۱ هزارگزی شمال خیاو و ۱۲۰ هزارگزی شوسهٔ گرمی به اردبیل. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۸۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۲۳۵۰۰ گزی شمال قره آغاج و ۶ هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۷۴ تن. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، نخود، بزرک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی از دهستان قطور بخش حومهٔ شهرستان خوی واقع در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری خوی و ۷۵۰۰ گزی جنوب راه ارابه رو خوی به قطور. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر سالم است. سکنهٔ آن ۳۵ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ساکنین آن از ایل شکاک میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ۴۶۵۰۰ گزی شمال کلیبر و ۴۶۵۰۰ گزی شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۱۳ تن. آب آن از رودخانهٔ ارس و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ گُلْ ] (اِخ) دهی از دهستان بافت بخش هوراند شهرستان اهر واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب خاوری هوراند و ۲۹۵۰۰ هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۴۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «قره‌گول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید