معنی قرهگل
5 بازدید
[ قَ رَ گُ ] (اِخ) قراگل. رجوع به قراگل شود.[ قَ رَ گُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گل تپهٔ فیض اللََّه بیگی بخش مرکزی شهرستان سقز واقع در ۳۹ هزارگزی خاور سقز و ۶ هزارگزی شمال شوسهٔ سقز به سنندج. سکنهٔ آن ۷۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ رَ گُ ] (اِخ) دهی از دهستان چری بخش حومهٔ شهرستان قوچان در ۴۴ هزارگزی شمال باختری قوچان و ۱۰ هزارگزی باختر شوسهٔ قدیمی قوچان به شیروان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۳۶ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ رَ گُ ] (اِخ) دهی از دهستان بارمعدن بخش سرولایت شهرستان نیشابور که در ۱۸ هزارگزی جنوب چکنه بالا واقع است. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۲۵ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری و ابریشم بافی است. راه مالرو دارد. مزارع کلاته حاجی میرزا یا سیدها جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قرهگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر