معنی قرهکهریز
4 بازدید
[ قَ رَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان چایپارهٔ بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی واقع در ۱۱۵۰۰ گزی جنوب باختری قره ضیاءالدین و ۳۵۰۰ گزی جنوب راه ارابه رو تورول به بسطام. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۷۰ تن. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. دو محل نزدیک هم به نام قره کهریز بالا و پایین مشهور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان قره قویون بخش حومهٔ شهرستان ماکو واقع در ۳۵ هزارگزی جنوب خاوری ماکو و ۳۵۰۰ گزی باختر راه ارابه رو صوفی به شوط. موقع جغرافیایی آن دامنه و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۷ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و انگور و پنبه و کشمش. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. یک اوجاق در ۳ هزارگزی باختر ده به نام امام حاجی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۱۲ هزارگزی شمال الیگودرز و ۱۱ هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ الیگودرز به ازنا. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۱۲۶۸ تن. آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات و لبنیات و چغندر و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «قرهکهریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر