معنی قرهکند
6 بازدید
[ قَ رَ کَ ] (اِخ) قراکند. رجوع به قراکند شود.[ قَ رَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۸ هزارگزی شمال خاوری مراغه و ۹۵۰۰ گزی شمال شوسهٔ مراغه به میانه. موقع جغرافیایی آن دره و هوای آن معتدل سالم است. سکنهٔ آن ۲۴۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۲۸۵۰۰ گزی جنوب خاوری مراغه و ۱۲ هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ مراغه به سراسکند. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۸۶ تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، بادام، کشمش، نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در ۲۲ هزارگزی شمال خاوری قره آغاج و ۳۰ هزارگزی جنوب شوسهٔ مراغه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۲۸ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرهکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر