معنی قرهچای
5 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان واقع در ۱۰۰۰۰ گزی جنوب رامیان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۸۵ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، ابریشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی، ابریشمی، شال است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان کسبایر بخش حومهٔ شهرستان بجنورد واقع در ۳ هزارگزی خاور مالرو عمومی بجنورد به شقان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۸ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بنشن، میوه جات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ قَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش مانهٔ شهرستان بجنورد واقع در ۱۱ هزارگزی جنوب خاوری مانه و ۴ هزارگزی خاور مالرو عمومی بجنورد به محمدآباد. موقع جغرافیایی آن دامنه و گرمسیر است. سکنه ۲۲۹ تن. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، پنبه. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قرهچای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر