معنی قرهملک
3 بازدید
[ قَ رَ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان آجرلو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۶۶۵۰۰ گزی جنوب خاوری مراغه و ۲۳ هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. موقع جغرافیایی آن دره و معتدل مالاریایی است. سکنهٔ آن ۱۵ تن. آب آن از رود آجرلو و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ مَ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۲۶ هزارگزی شمال الیگودرز و ۱۴ هزارگزی خاور شوسهٔ شازند به ازنا. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۵۰۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، لبنیات، چغندر، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «قرهملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر