معنی قره‌لر

معنی قره‌لر

5 بازدید
[ قَ رَ لُ ] (اِخ) قرالر. رجوع به قرالر شود.
[ قَ رَ لَ ] (اِخ) یکی از بلوکات مهاباد. (جغرافیای غرب ایران ص ۶۷).
[ قَ رَ لَ ] (اِخ) یکی از ناحیه های ارومیه است مشتمل بر هفده ده. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۷۷).
[ قَ رَ لَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای دوگانهٔ بخش میاندوآب شهرستان مراغه در قسمت جنوب خاوری بخش. از شمال و خاور به دهستان چهاردولی و بخش شاهین دژ، از جنوب و باختر به بخش بوکان از شهرستان مهاباد. موقع طبیعی دهستان کوهستانی و هوای آن معتدل و در بعضی از قرا امراض مالاریایی میباشد. آب قرا از زرینه رود و چشمه سارها تأمین میگردد. محصولات عمدهٔ آن غلات و توتون و محصول دامی است. ساکنین دهستان به زراعت و گله داری اشتغال دارند و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و گلیم بافی است. راههای دهستان قره لر تمام مالرو و پیاده رو است. دهستان قره لر از ۱۸ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و نفوس آن در حدود ۳۱۳۰ نفر است. مرکز دهستان قریهٔ داشکسن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع در ۱۸ هزارگزی اردبیل و ۶ هزارگزی شوسهٔ آستارا به اردبیل. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۱۳۹ تن. آب آن از رودخانهٔ بالخلو و چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قَ رَ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان گرم خان بخش حومهٔ شهرستان بجنورد که در ۱۵ هزارگزی شمال باختری بجنورد و ۲ هزارگزی باختر مالرو بجنورد به نجف آباد واقع است. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است. سکنهٔ آن ۲۶۵ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بنشن. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «قره‌لر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید