معنی قرهقیه
4 بازدید
[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) قراقیه. رجوع به قراقیه شود.[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان مشگین خاوری بخش مرکزی شهرستان مشگین شهر واقع در ۱۸ هزارگزی شمال خاوری خیاو در مسیر شوسهٔ قدیم مشگین شهر به اردبیل. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۹۵۶ تن. آب آن از رودخانهٔ قره سو و محصول آن غلات و حبوبات و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ۱۲ هزارگزی شمال تکاب و ۷ هزارگزی شمال راه ارابه رو تکاب به شاهین دژ. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۶۰۱ تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، بادام، کرچک. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر واقع در ۱۷۵۰۰ گزی جنوب باختری بخش و کنار ارابه رو تبریز به اهر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۴۳۱ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان ینگجهٔ بخش مرکزی شهرستان سراب واقع در ۸ هزارگزی شمال باختری سراب و ۷ هزارگزی شوسهٔ سراب به تبریز. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۳۲۳ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و محصول دامی. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری سراسکند و ۴ هزارگزی خط آهن میانه به مراغه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۸ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر واقع در ۳۶هزارگزی شمال باختری ورزقان و ۲۷ هزارگزی ارابه رو تبریز به اهر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و گرمسیر مالاریایی است. سکنهٔ آن ۳۱ تن. آب آن از رودخانهٔ گاو و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. این ده محل قشلاق طایفهٔ حاجی تارویردی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قَ رَ قَ یَ ] (اِخ) دهی از دهستان چهاردانگهٔ بخش هوراند شهرستان اهر واقع در ۲۶ هزارگزی شمال خاوری هوراند و ۴۳۵۰۰ گزی شوسهٔ اهر به کلیبر. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل مایل به گرمی مالاریایی است. سکنهٔ آن ۷۸ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توت و گردو. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قرهقیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر